تبليغاتX
نســــــــــ آفتاب ـــــــــــل
نســــــــــ آفتاب ـــــــــــل
نگارش در تاريخ 91/02/20 توسط دایی
مهدی بیا دلم دوباره خون شد
جریحه دار دشمن زبون شد

یه عده حرمت رو نگه نداشتن
پا به روی اعتقادات گذاشتن

در آتش خدا همگی سوختن
به شهرت و پول همه چی فروختن

قسم به غیرت امام علی
بوده دل شیعه گنبد نقی

نقی خودش مظهر عدل و داده
خوش به حال اونکه دل به او داده

وای به آنکسی با او درافتاد
هرکه درافتاده بدون ورافتاد

بگو به اون (شاهین)مرتدو رذل
بشی دچار غضب ابوالفضل

قسم به اون امامی که غایبه
قتل تو بر بچه شیعه واجبه

(بهلول حبیبی زنجانی)
http://bahlol-zanjani.blogfa.com/
http://www.cloob.com/name/bahloul

خانم و آقایی که راه پیدا میکنی مجلس! حواست هست؟!  


مجلس خون بهاست! درشو با خون باز کردن! با گلوله! با تیر! با ترکش! با آتیش! با تیغ موکت بری! با شکنجه های فجیع! با بمبهای شیمیایی! یادت هست؟! حواست هست؟! 



برچسب‌ها: خانم و آقایی که راه پیدا میکنی مجلس, حواست هست, مجلس خون بهاست, درشو با خون باز کردن, با گلوله, با تیر, با ترکش, با آتیش, با تیغ موکت بری, با شکنجه های فجیع, با بمبهای شیمیایی, یادت هست, حواست هس
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 91/02/09 توسط دایی


خدمات عمرانی

دانش و هنر دو گوهر گرانبها هستند كه با هم پیوند نزدیك دارند و شیخ بها‌ء‌الدین، دانش و هنر را به خدمت آرمان‌های دینی گرفت و به راستی كه نمونه شاخصی از هنر متعهد بود.


برچسب‌ها: خدمات شیخ بهایی, خدمات عمرانی فرهنگی اجتماعی سیاسی, حمایت از محرومان, احیای نام بزرگان
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 91/02/06 توسط دایی

حال ببینیم که حاکمیت یا دیکتاتوری پول بر جهان از طریق چه نظامی استمرار می‌یابد. به مجرد طرح این سؤال، همه جواب را در می‌یابند: بانک؛ نظام پیوسته‌ی بانکداری جهانی. ده‌ها سال از زمان سیدجمال‌الدین اسدآبادی گذشته و در این دنیایی که دیگر زندگی بدون بانک ممکن نیست، هیچ تنابنده‌ای جرأت اینکه بگوید: «البانک. ما البانک؟ و ما ادریک ما البانک؟» ندارد. تذکر این نکته ضروری است که هر یک از اعصار زندگی بشر بر کره‌ی ارض دارای مقتضیاتی است که شکل‌دهنده‌ی ساختار اجتماعی آن است و اینچنین نیست که فی‌المثل ساختار اجتماعی یک عصر را بتوان جدا از مقتضیات آن ارزیابی کرد. اما. . .
برچسب‌ها: بانک, نیازهای حقیقی انسان, شریعت, سکه های قدیم, پول, بانکداری, امپریالیسم
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 91/02/02 توسط دایی

روزي يک مرد با خداوند مکالمه اي داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و
جهنم چه شکلي هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکي از
آنها را باز کرد، مرد نگاهي به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد
بزرگ وجود داشت که روي آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوي خوبي داشت که
دهانش آب افتاد، افرادي که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردني و مريض
حال بودند، به نظر قحطي زده مي آمدند، آنها در دست خود قاشق هايي با دسته
بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالاي بازوهايشان وصل شده بود و هر
کدام از آنها به راحتي مي توانستند دست خود را داخل ظرف
خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمايند، اما از آن جايي که اين دسته ها از
بازوهايشان بلند تر بود، نمي توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در
دهان خود فرو ببرند.
مرد با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد،


برچسب‌ها: بهشت و جهنم, طمع کار
ادامه مطلب...

سوال:

خیلی برام جالبه که شماهایی که دم از وحدت شیعه و سنی و مسلمانها میزنند و میگن لعن نکنین و نفرین نکنین کار بدیه و جیز میشین و آبروی شیعه و میره و از این جور چرت و پرتها ..

پس جریان این مرگ بر ضد ولایت فقیه چیه ؟؟؟

برای شیعه ای که حالا ولایت فقیه رو قبول نداره آرزوی مرگ اما برای قاتل مادرمان برادری؟؟؟؟

پاسخ : . . .


برچسب‌ها: پرسش و پاسخ, ایام فاطمیه, وحدت شیعه و سنی, ولایت فقیه, لعن, سبّ, وهّابي
ادامه مطلب...

در یکی از روزهای سال 1362 ، زمانی آیت الله خامنه ای ، رییس جمهور وقت ، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری ، واقع در خیابان پاستور خارج می شد ، در مسیر حرکتش تا خودرو ، متوجه سر و صدایی شد که از همان نزدیکی شنیده می شد. صدا از طرف محافظ ها بود که چند تای شان دور کسی حلقه زده بودند و چیز هایی می گفتند.




برچسب‌ها: آقای خامنه ای, بگویید دیگر روضه حضرت قاسم, ع, نخوانند, مرحمت بالازاده
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 91/01/28 توسط دایی


یکی از فرماندهان جنگ میگفت: خدا رحمت کند حاج عبدالله ضابط را. برایم تعریف می‌کرد: خیلی دلم میخواست سید مرتضی آوینی را ببینم. یک روز به رفقایش گفتم، جور کنید تا ما سید مرتضی را ببینیم. خلاصه نشد. بالاخره آقای سید مرتضی آوینی توی فکه روی مین رفت و به آسمونها پر کشید....

    alt     

سردار شهید روایتگری  حاج عبدالله  ضابط

تا اینکه . . .


برچسب‌ها: آمدیم نبودید وعده ما بهشت, حاج عبدالله ضابط, سید مرتضی آوینی
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 91/01/28 توسط دایی
بدعتی دیگر از خلیفه دوم: تغییر اول سال قمری از ربیع الاول به محرم
سوال:

چرا با اینكه پیامبر(ص) در اول ماه ربیع الاول از مكه به مدینه هجرت فرمودند اما آغاز سال قمری از اول ماه محرم است؟!

پاسخ:
ریشه و دلیل این مشکل را می توان با کنکاش در تاریخ به دست آورد. چراکه این مطلبی که بدان اشاره شده مطلبی است درست و دقیق که متاسفانه به دلیل بی توجهی خردمندان برای بسیاری از مردم مجهول مانده است.
به راستی چرا وقتی مبدا تاریخ ما مسلمانان روز اول ربیع الاول که روز هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشد قرار داده شده ولی سال از اول محرم شروع می شود؟
خوب است بدانید که دلیل این امر هم بر می گردد به یکی دیگر از بدعتها نادرست خلیفه دوم عمر بن خطاب.
توضیح مطلب:


برچسب‌ها: چه ماهی اول سال قمری است, بدعتهای خلیفه دوم, فتنه های خلیفه دوم
ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ 91/01/28 توسط دایی
هو الهادی
حجت الاسلام مهدی قوام

چراغ‌های مسجد دسته دسته روشن می‌شوند.
الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد.

آقا سید مهدی که از پله‌های منبر پایین می‌آید، حاج شمس‌الدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز می‌کند تا برسد بهش.
جمعیت هم همینطور که سلام می‌کنند راه باز می‌کنند تا دم در مسجد.
وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش...
آقا سید، ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل...
دست شما درد نکند، بزرگوار!
سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، می‌گذار پر قبایش. مدت‌ها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری!
آقا سید، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی می‌کنن...
حاج مرشد، پیرمرد 50 ، 60 ساله، لبخندزنان نزدیک می‌شود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه...
*
زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالی‌اش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه می‌کرد.
زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لب‌ها، گیس‌های پریشان... رنگ دیگری به خود گرفته بود.
دوره و زمونه‌ای نبود که معترضش نشوند...


برچسب‌ها: سید مهدی قوام, کلاه شاپویی و لنگ به دست, فاحشه
ادامه مطلب...
قالب وبلاگ